{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن بهاران کو

آن بهاران کو؟
آن روزگاران کو؟
زیر باران، آن حال پریشان کو؟
باز آن منِ آســیمه‌سر
بی‌بال و بی‌پر مانده

جای تنهایی
در سینه‌ها مانده
رفته مجنون و لیلا به جا مانده
از مســــتی و مینا و می
اشکی به ساغر مانده


#گفتم این عشق آسان ندارد🌱
دیدگاه ها (۰)

▪️▪️ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر توام سنگین شدهای ...

وطن کجاست که آوازِ آشنایِ تو چنین دور می‌نماید؟امید کجاستتا ...

‌▪️ الا یا ایُها السّـــاقی ...

‌▪️در خلوت روشن با تو گریسته‌امبرای خاطر زندگانو در گورستان ...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

رمان"شب مخفی"#سناریو #استری_کیدز شب همه در اتاق نشیمن جمع شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط