{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ عمق احساس مرا با قلمت ویران کن

‌ عمق احساس مرا با قلمت ویران کن
حس خاموش مرا با نفست بوران کن

من فقط نام تو را بر قلمم حک کردم
با غزلهای خودت بار دگر طوفان کن

شب و روزم به خدا یاد تو بر تن دارم
تو هم اما به غرورت که مرا کتمان کن

بوی آغوش تو در کنج اتاقم مانده ست
بــا شراب لب خود باز مـرا شیطان کن

بغض من در ته این حنجره‌ام جا ماند و
تو به شوق قدمت چشم مرا باران کن
دیدگاه ها (۶)

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگین استدیده بگشا که مرا آمدنت تسک...

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلمبا وجود تو کمی خوب شود حال...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

❣ 00:00:heavy_heart_exclamation_mark_ornament:ساعت عاشقــیتم...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط