دیدار دوباره
دیدار دوباره
پارت ¹
ویو ته
الان دقیقا ⁴ماهه به اجبار کمپانی از کوک جدا شدم به معنای واقعی دلم براش تنگ شده دلم برا عطرتنش ،
ته ته صدا کردناش بغل کردنای یهویش دلم برا همه چیش تنگ شد
صبرم تموم شده بود تو کل این ⁴ماه یه مرده متحرک شده بودم به کوک زنگ زدم
مکالمه
kook:الو سلام تهیونگ
taehyung:سلام کوک خوبی (بی حال)
kook:خوبم مرسی تو خوبی، چیزی
شده؟
taehyung:میگم کوک میشه بیای پیشم؟(بی حال)
kook:اره میام ولی خب الان تو کجایی ؟ حالت خوبه؟(نگران)
taehyung:اینکه خوبم یا نه رو نمیدونم فقط میشه بیای پیشم ؟
kook:میام تهیونگ میام فقط بگو کجایی (نگران)
taehyung:خونه ام
kook: باشه الان میام خب
پایان مکالمه
ویو کوک
⁴ماه بود که به اجبار کمپانی از ته ته جداشدم خیلی با خودم تلاش کردم که فراموشش کنم ولی نمیتونم امروز همین جوری داشتم با خودم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد نگاه کردم دیدم تهیونگه جواب دادم ولی مثله اینکه حالش خوب نبود میخواس که برم پیشش نگران شدم سریع لباس پوشیدم رفتم از اونجایی که رمز در رو میدونستم وارده خونه شدم که......
پارت ¹
ویو ته
الان دقیقا ⁴ماهه به اجبار کمپانی از کوک جدا شدم به معنای واقعی دلم براش تنگ شده دلم برا عطرتنش ،
ته ته صدا کردناش بغل کردنای یهویش دلم برا همه چیش تنگ شد
صبرم تموم شده بود تو کل این ⁴ماه یه مرده متحرک شده بودم به کوک زنگ زدم
مکالمه
kook:الو سلام تهیونگ
taehyung:سلام کوک خوبی (بی حال)
kook:خوبم مرسی تو خوبی، چیزی
شده؟
taehyung:میگم کوک میشه بیای پیشم؟(بی حال)
kook:اره میام ولی خب الان تو کجایی ؟ حالت خوبه؟(نگران)
taehyung:اینکه خوبم یا نه رو نمیدونم فقط میشه بیای پیشم ؟
kook:میام تهیونگ میام فقط بگو کجایی (نگران)
taehyung:خونه ام
kook: باشه الان میام خب
پایان مکالمه
ویو کوک
⁴ماه بود که به اجبار کمپانی از ته ته جداشدم خیلی با خودم تلاش کردم که فراموشش کنم ولی نمیتونم امروز همین جوری داشتم با خودم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد نگاه کردم دیدم تهیونگه جواب دادم ولی مثله اینکه حالش خوب نبود میخواس که برم پیشش نگران شدم سریع لباس پوشیدم رفتم از اونجایی که رمز در رو میدونستم وارده خونه شدم که......
- ۴.۴k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط