{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدار دوباره

دیدار دوباره
پارت ²

ویو کوک
وارد خونه شدمدکه با تعداد زیادی شیشه الکل مواجه شدم ماتم برده بود باورم نمیشد همه اینارو تهیونگ خورده باشه هر چقدر صداش کردم جواب نداد رفتم طبقه بالا جلو در اتاقش درو وا کردم با تهیونگی که داش گریه میکرد مواجه شدن هیچ وقت ندیده بودم که گریه کنه ارم رفتم نزدیکش

kook:تهیونگ ؟(اروم .نگران)
kook:تهیونگی؟ خوبی؟(نگران)
taehyung:اومدی بانی من اومدی
taehyung:دور تهیونگی گفتنت بگردم
kook:تهیونگ مستی؟(نگران)
taehyung:نه ولی حالم خوب نیس دل
taehyung:دلم برات تنگ شده
kook:خب من الان پیشتم دیگه دل تنگی نداره
taehyung:نه تو دیگه پیشم نیستی دیگه دوسم نداری ( گریه شدید)
kook:کی گفته دیگه دوست ندارم من عاشقتم تهیونگا
taehyung:پس چرا پیشم زندگی
نمیکنی چرا ته ته صدام نمی

ویو کوک
تهیونگ داشت حرف میزد و گریه میکرد که یهو بی هوش شد برایه یه لحظه قلبم وایساد سریع رفسم گرفتمش با هراز جور زور و زحمت بلندش کردم گذاشتمش رو تخت دستمو گذاشتم رو پیشونی گه داشت تو تب میسوخت
با سرعت رفتم یه دکتر خبر کردم دکتر معاینش کرد

kook:اقای دکتر حالش چطوره ؟
دکتر:حالش اصلا خوب نیس خیلی ضعیف شده
دکتر:مصرف الکلش بیش از حد زیاده و متاسفانه اگه بیشتر مصرف کنن دچار بیماری قلبی میشن
دکتر:ولی فعلا براش چند تا دارو نوشتم که حتما تهیه کنین و سر وقت بهش بدین
kook:بله چشم خیلی ممنونم که اومدین
دکتر:خواهش میکنم وضیفم بود

ویو کوک
وقتی دکتر رف شروع کردم تمیز کردن خونه بعد ³ساعت تموم شد که..........
دیدگاه ها (۰)

دیدار دوباره پارت ³ب...

دیدار دوباره پارت ¹ویو...

اممم سلام اسمم فاطمس متونی فاطی صدام کنی فیک نویسم بی ال مین...

part:53هانی : خب آماده این بریمکوک : بیاین دیگهسوبین : داداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط