مثلث عشقی
مثلث عشقی ♡∆
ایزانا: سلام خانم خسته نباشید
مایکی: لطفا از این کارت یک تیلیارد بکشید
*جفتشون بلک کارت دارن چون یه ندت برای یه قرارداد طولانی مدت آمریکا بودن و میدونید که موجودی حساب هرکس که بشدت زیاد باشه بلک کارت میگیره*
پرستار بخش پذیرش: یکم زیاد نیست؟؟؟
ایزانا: میخوایم هرکسی که اومد و وضعیت مالی خوبی نداره رو براش بدون هزینه حساب کنید و، برای کل کارکنان ام یه میلیارد انعام بکش و لطف کن اتاق وی ای پی شماره 25 رو دوتا تخت تک نفره بهش اضافه کنید
پرستار: برای تخت ها که حتما امر شما انجام میشه، ولی میتونم دلیلش این حجم از کمک مالی و انعام رو بپرسم؟؟
مایکی/ایزانا: دختر مورد علاقموننن عاشقمونه
پرستار: جفتتون عاشق... یکی؟؟ خیلی گیج شدم ولی بازم ممنون برای انعام و این کار خوبتون
*پرستار که کرک و پراش ریخته بود کارتو کشید و ایزانا و مایکی رفتن پشت بوم و روف گاردن داشت و روی یکی از نیمکت ها نشستن*
ایزانا: منم فقط که هنوز تو شوکم؟
مایکی: نه... ولی واقعا گفتش... چهارتا گوش شنیدن
ایزانا: من غلط بکنم بهش بگم بالا چشمش ابرو
مایکی: زندگیمو میریزم به پاش...
ایزانا: ای خدا... ممنوننن
مایکی: فردا بیا بریم تا یه مبلغی بدیم به کلیسا، دلم میخواد کل توکیو اصلا کل ژاپن رو دعوت کنم جشن بدم
ایزانا: تاحالا اینقدر عاشق نبودیم، دقت کردی؟
مایکی: اصلا تاحالا عاشق نشدیم، چی میگی؟
ایزانا: بیا بریم پیشش ساعت دوازده داره میشه کم کم باید بخوابه
مایکی: خب بریم
*جفتشون بلند شدن و رفتن طبقه ی پایین و مستقیم رفتن تو اتاق سوزومه*
سوزو: کیه؟
مایکی: ماییم زندگیم
ایزانا: ملکه ی زیبام بهتری؟
سوزو: دارید از حرفم پشیمونم میکنیدا! این تخت ها چین دیگه؟!
ایزانا: میخوایم کنار هم بخوابیم
مایکی: چیه؟ توقع داری جدا ازت بخوابم؟ دیگه بعد اون حرفت که عمراا!
سوزو: خدا بدبخت شدم خودتت نجاتم بده که چرا من اون حرفو زدمم!!
مایکی: خب دیگه گفتیی!
*و خودشو انداخت رو تخت و سوزو تاق باز خوابیده بود و مایکی خودشو از سمت راست توی بغل سوزو جا کرد و ایزانا اروم دراز کشید و سوزو رو به خودش تکیه داد و موهاشو نوازش میکرد و مایکی ام که لوس دست سوزو رو گرفته بود گذاشته بود رو گونش و سوزو اروم نوازشش میکرد*
سوزو: مایکی لوسه، ایزانا جنتلمن
مایکی: منم میتونم جنتلمن باشمم!!
سوزو: تو همون لوس بمونی بهتره بچه
مایکی: دیدی؟ خودت اینجوری بیشتر دوست داری!
سوزو: شب بخیر ایزانا... شب بخیر مایکی
ایزانا: شب بخیر ملکه ام
مایکی: شب بخیر قشنگم
سه تایشون: دوست دارم (سوزو: دوستتون دارم)
*از اینکه هرسه باهم گفتن خندشون میگیره و سوزو اروم خوابش برد و مایکی و ایزانا خیره به سوزومه خوابشون برد*
ایزانا: سلام خانم خسته نباشید
مایکی: لطفا از این کارت یک تیلیارد بکشید
*جفتشون بلک کارت دارن چون یه ندت برای یه قرارداد طولانی مدت آمریکا بودن و میدونید که موجودی حساب هرکس که بشدت زیاد باشه بلک کارت میگیره*
پرستار بخش پذیرش: یکم زیاد نیست؟؟؟
ایزانا: میخوایم هرکسی که اومد و وضعیت مالی خوبی نداره رو براش بدون هزینه حساب کنید و، برای کل کارکنان ام یه میلیارد انعام بکش و لطف کن اتاق وی ای پی شماره 25 رو دوتا تخت تک نفره بهش اضافه کنید
پرستار: برای تخت ها که حتما امر شما انجام میشه، ولی میتونم دلیلش این حجم از کمک مالی و انعام رو بپرسم؟؟
مایکی/ایزانا: دختر مورد علاقموننن عاشقمونه
پرستار: جفتتون عاشق... یکی؟؟ خیلی گیج شدم ولی بازم ممنون برای انعام و این کار خوبتون
*پرستار که کرک و پراش ریخته بود کارتو کشید و ایزانا و مایکی رفتن پشت بوم و روف گاردن داشت و روی یکی از نیمکت ها نشستن*
ایزانا: منم فقط که هنوز تو شوکم؟
مایکی: نه... ولی واقعا گفتش... چهارتا گوش شنیدن
ایزانا: من غلط بکنم بهش بگم بالا چشمش ابرو
مایکی: زندگیمو میریزم به پاش...
ایزانا: ای خدا... ممنوننن
مایکی: فردا بیا بریم تا یه مبلغی بدیم به کلیسا، دلم میخواد کل توکیو اصلا کل ژاپن رو دعوت کنم جشن بدم
ایزانا: تاحالا اینقدر عاشق نبودیم، دقت کردی؟
مایکی: اصلا تاحالا عاشق نشدیم، چی میگی؟
ایزانا: بیا بریم پیشش ساعت دوازده داره میشه کم کم باید بخوابه
مایکی: خب بریم
*جفتشون بلند شدن و رفتن طبقه ی پایین و مستقیم رفتن تو اتاق سوزومه*
سوزو: کیه؟
مایکی: ماییم زندگیم
ایزانا: ملکه ی زیبام بهتری؟
سوزو: دارید از حرفم پشیمونم میکنیدا! این تخت ها چین دیگه؟!
ایزانا: میخوایم کنار هم بخوابیم
مایکی: چیه؟ توقع داری جدا ازت بخوابم؟ دیگه بعد اون حرفت که عمراا!
سوزو: خدا بدبخت شدم خودتت نجاتم بده که چرا من اون حرفو زدمم!!
مایکی: خب دیگه گفتیی!
*و خودشو انداخت رو تخت و سوزو تاق باز خوابیده بود و مایکی خودشو از سمت راست توی بغل سوزو جا کرد و ایزانا اروم دراز کشید و سوزو رو به خودش تکیه داد و موهاشو نوازش میکرد و مایکی ام که لوس دست سوزو رو گرفته بود گذاشته بود رو گونش و سوزو اروم نوازشش میکرد*
سوزو: مایکی لوسه، ایزانا جنتلمن
مایکی: منم میتونم جنتلمن باشمم!!
سوزو: تو همون لوس بمونی بهتره بچه
مایکی: دیدی؟ خودت اینجوری بیشتر دوست داری!
سوزو: شب بخیر ایزانا... شب بخیر مایکی
ایزانا: شب بخیر ملکه ام
مایکی: شب بخیر قشنگم
سه تایشون: دوست دارم (سوزو: دوستتون دارم)
*از اینکه هرسه باهم گفتن خندشون میگیره و سوزو اروم خوابش برد و مایکی و ایزانا خیره به سوزومه خوابشون برد*
- ۳.۴k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط