{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑀𝑦 𝑊𝑜𝑟𝑠𝑡 𝐸𝑛𝑒𝑚𝑦/ ℎ𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥

𝑀𝑦 𝑊𝑜𝑟𝑠𝑡 𝐸𝑛𝑒𝑚𝑦/ ℎ𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥
𝖕𝖆𝖗𝖙 𝖙𝖜𝖔
به محض خوندن ریپلایش اخمام میرن تو هم
" خیلی حال به هم زنی باورم نمیشه کسی از همچین آدمای داغونی خوشش بیاد "

با عصبانیت ریپلایش میکنم و بعد ۸ خط تایپ کردن سند میکنم و گوشیو میذارم کنار

فک کرده کیه که میتونه راجب فرشته‌های جذابم اینجوری حرف بزنه

...

با بیشترین سرعتی که میتونستم راهروی دانشگاه رو طی میکنم و سمت کلاس میدوم
تا ۴ صبح سرگرم دیدن موزیک ویدیوی جدید و برنامه‌ی جدید تری راچا بودم و خواب موندم اونم روز اول ترم جدید
جلوی در کلاس وایمیسم و نفس عمیقی میکشم
در میزنم و با استرس دستگیره رو پایین میکشم
با ورودم به کلاس خیره شدن چشم‌ها به خودم رو حس کردم
اما نگاهمو برنگردوندم تا استرسم از این بیشتر نشه

+ چی میتونه باعث بشه روز اول ترم دیر برسی آقای..؟

به خانم لیند که میدونستم اصلا استاد سختگیری نیست نگاه کردم

_لی فلیکس هستم و خیلی خیلی معذرت میخوام

تعظیم میکنم و با شنیدن جمله‌ی برو بشین نفس راحتی میکشم و میرم سر جام کنار سونگمین میشینم

پچ پچ کرد

+کدوم گوری بودی

کتابمو در میارم و آروم جواب میدم

_خواب موندم بابا
یه زنگ بهم میزدی بد نبود

چشم غره میرم و حواسمو به کلاس میدم
خانم لیند که در حال توضیح دادن یه چیزی به اسم معادلات دیفرانسیل (خودمم نمیدونم چیه😂) بود چند تا چیز که حتی یکیشونم نمیفهمیدم رو تخته نوشت و برگشت نگاهم کرد

+تو..بلند شو بگو کدوم تابع همگنه؟(همچنان نمیدونم چه کوفتیه😂😂)

رنگم پرید و اومدم بلند شم که صدا از پشتم اومد و جواب داد
دیدگاه ها (۰)

𝑀𝑦 𝑊𝑜𝑟𝑠𝑡 𝐸𝑛𝑒𝑚𝑦/ ℎ𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥𝖕𝖆𝖗𝖙 𝖙𝖍𝖗𝖊𝖊رد نگاه رو اشتباه فهمیده بو...

𝑀𝑦 𝑊𝑜𝑟𝑠𝑡 𝐸𝑛𝑒𝑚𝑦/ ℎ𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥 × کاری نداره که برو مثل یه هرزه خوب...

𝑀𝑦 𝑊𝑜𝑟𝑠𝑡 𝐸𝑛𝑒𝑚𝑦/ ℎ𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥𝕻𝖆𝖗𝖙 𝖔𝖓𝖊با ذوق پست جدید تری راچا که ک...

𝖸𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝖲𝗈 𝖡𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅 𝖣𝖾𝖺𝗋 𝖬𝗋 𝖫𝖾𝖾 {𝖬𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀} p3_اخل کمی بیش از ...

خب شروع کنیم و خودمو معرفی کنماسمم یلدا هست ولی اینجا یونیکا...

the hardeat way 4

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط