{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این چنین احساس کردم بین رؤیا بارها

این چنین احساس کردم بین رؤیا بارها
می زنم بوسه به دست و پایت آقا بارها

خواستم تا مهزیارت باشم امّا روز و شب
سبز شد در پیش رو «امّا ـ اگرها» بارها

با چنین وضع وخیم و رو به قبله بودنم
حال و روزم را شدی هر روز جویا بارها

ای طبیبی که به دنبال مریضت می روی
با وجودی که مرا کردی مداوا بارها ...

... کور بودم که تو را نشناختم ، عیب از من است
شد حجاب دیدگانم حب دنیا بارها

این همه گفتی که دور معصیت را خط بکش
من ولیکن کرده ام امروز و فردا بارها

چشم پوشی از گناهان معنی اش این است که
با تغافل می کنی با من مدارا بارها

کشتی اُنس مرا طوفان شهوت غرق کرد
ریخته بار مرا در قعر دریا بارها

جنس نامرغوب بیخ ریش صاحب می شود
آه آقا روی دستم مانده حالا «بارها»

بارهایم را خریدی ای خریدار کریم
مادرت بس که سفارش کرد من را بارها
دیدگاه ها (۲)

این روزها خیلی دلم تنگ ست آقا طبل جهان ضربش بد آهنگ ست آقا ...

: سلام حضرت باران سلام قرص قمر سلام مولای انتظار طولانی با ...

اين جمعه های بی خبری را جواب کن بشکن حصار فاصله ها، را شتاب ...

ای وعـــده ی خدا ز چه تأخیر کرده ای؟ دیگــــر بــرای آمـــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط