شیرزنان کوبانی به ما درس میدهند
شیرزنان کوبانی به ما درس میدهند
کوبانی پر است از دخترانی که زن را معنایی دیگر میبخشند دخترانی که موهایشان پیداست، حجاب ندارند.. انگشتانشان لاک ندارد.. لبهایشان پروتز ندارد؛ رژ غلیظ ندارند، اما پر اند از نجابت..لبریز اند از زندگی.. سرشار از شور و شرنگ اند...دختران کوبانی هیچکدامشان لباس مارک دار ندارند اما تا زنده اند هر شب موهایشان را شانه می کنند و هر بامداد میبافندشان.. دستان ظریفشان سنگینی کلاشینکف را تاب می آورد با اینهمه دختران کوبانی آنقدر زن هستند که همه مردان دنیا عاشقشان باشند ...
شیردخترانِ شـرزه، آخرین گلولهها را در خشاب شرافت میگذارند
کوبانی دارد به همه ی ما درس می دهد تا بدانیم هیچ دختری نصفِ مرد نیست هیچ بی حجابی فاحشه نیست و هستند هنوز دخترانِ آزادهجانی که تنِشان را به کنیزی مردان هوسران نمیسپارند...آنان هرآینـه به ما ارزشهای ملّی و میهنی را گوشزد میکنند.. به ما میگویند؛ میراث پدری،سرزمین مادری آنقدر مقدس است که نباید جان را برداشت و فرار کرد، باید ایستاد و نگذاشت گامهای سیاهپوش بت پرستی آنجا را ناپاک کند؛حتا اگر 95% از باشندگانش به ترکیه کوچیده باشند؛ باید خانه را نگاهبان بود...
کوبانی خانه به خانه سقوط میکند و دخترانِ کُرد یکی پس از دیگری با آخرین نرمی گلولههایشان عروسِ خاک میشوند تا آرزوی دست یافتن داعشیان بر تن پاکشان را بر دلهای کثیفشان حک نمایند آری ... تن دختر کوبانی، تنها در آغوش خاک سپند سرزمین اش تا ابد دلبری خواهد کرد .. نیاخاک فلات ایرانزمین است که او در آرامشِ آن خواهد آرمـیـد . . . آنان دیگر نخواهند گذاشت همچون گذشتگان دست ناپاکزادهای فریاد دخترکان هزاره را در پستوهای تاریخ بلند کند.
کوبانی هرگز نخواهد مُرد، شکسته نخواهد شد، کوبانی اگر سقوط هم بکند؛ در تاریخ سربلند و پیروز است.
اهریمنانِ سیاهپوش که بوی شیطان میدهند یکی یکی میآیند و در میدان بزرگ شهر آخرین دختر کوبانی آخرین گلوله اش را برای خودش نگه میدارد . . بمیر خواهرم؛ میدانم که تو عزیزدُردانهیِ مادرم ایـرانی؛
تو باید در آنسوی فلات بمیری تا من از این سو آن آرنگِ تاریخی را فریاد برآورم که:
«هـرکجـا کـُردی هسـت، آنـجـا ایـــــران اسـت»
کوبانی پر است از دخترانی که زن را معنایی دیگر میبخشند دخترانی که موهایشان پیداست، حجاب ندارند.. انگشتانشان لاک ندارد.. لبهایشان پروتز ندارد؛ رژ غلیظ ندارند، اما پر اند از نجابت..لبریز اند از زندگی.. سرشار از شور و شرنگ اند...دختران کوبانی هیچکدامشان لباس مارک دار ندارند اما تا زنده اند هر شب موهایشان را شانه می کنند و هر بامداد میبافندشان.. دستان ظریفشان سنگینی کلاشینکف را تاب می آورد با اینهمه دختران کوبانی آنقدر زن هستند که همه مردان دنیا عاشقشان باشند ...
شیردخترانِ شـرزه، آخرین گلولهها را در خشاب شرافت میگذارند
کوبانی دارد به همه ی ما درس می دهد تا بدانیم هیچ دختری نصفِ مرد نیست هیچ بی حجابی فاحشه نیست و هستند هنوز دخترانِ آزادهجانی که تنِشان را به کنیزی مردان هوسران نمیسپارند...آنان هرآینـه به ما ارزشهای ملّی و میهنی را گوشزد میکنند.. به ما میگویند؛ میراث پدری،سرزمین مادری آنقدر مقدس است که نباید جان را برداشت و فرار کرد، باید ایستاد و نگذاشت گامهای سیاهپوش بت پرستی آنجا را ناپاک کند؛حتا اگر 95% از باشندگانش به ترکیه کوچیده باشند؛ باید خانه را نگاهبان بود...
کوبانی خانه به خانه سقوط میکند و دخترانِ کُرد یکی پس از دیگری با آخرین نرمی گلولههایشان عروسِ خاک میشوند تا آرزوی دست یافتن داعشیان بر تن پاکشان را بر دلهای کثیفشان حک نمایند آری ... تن دختر کوبانی، تنها در آغوش خاک سپند سرزمین اش تا ابد دلبری خواهد کرد .. نیاخاک فلات ایرانزمین است که او در آرامشِ آن خواهد آرمـیـد . . . آنان دیگر نخواهند گذاشت همچون گذشتگان دست ناپاکزادهای فریاد دخترکان هزاره را در پستوهای تاریخ بلند کند.
کوبانی هرگز نخواهد مُرد، شکسته نخواهد شد، کوبانی اگر سقوط هم بکند؛ در تاریخ سربلند و پیروز است.
اهریمنانِ سیاهپوش که بوی شیطان میدهند یکی یکی میآیند و در میدان بزرگ شهر آخرین دختر کوبانی آخرین گلوله اش را برای خودش نگه میدارد . . بمیر خواهرم؛ میدانم که تو عزیزدُردانهیِ مادرم ایـرانی؛
تو باید در آنسوی فلات بمیری تا من از این سو آن آرنگِ تاریخی را فریاد برآورم که:
«هـرکجـا کـُردی هسـت، آنـجـا ایـــــران اسـت»
- ۱.۵k
- ۱۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط