بدنبال افسانه هزاران سال را در کتاب تاریخ ورق زدم و به عه
بدنبال افسانه هزاران سال را در کتاب تاریخ ورق زدم و به عهد کهن برگشتم
سوار بر اسبی سپید و با شتاب بسوی قصر زن زیبای قصه شهر زاد قصه گو میرفتم
وقتی که پادشاه در اوج لذت قصه را از زبان شهر زاد میشنید
و پیروز میدان میخواست قصه را به آخر برساند از اسب خودم پیاده میشدم و به انتظار مینشستم
چون شهر زاد من اینجوری میخواست
پادشاه شکست خرده با ناله میخسبید شهر زاد پیروز مرا قهرمان قصه دیگری میگردانید
سوار بر اسبی سپید و با شتاب بسوی قصر زن زیبای قصه شهر زاد قصه گو میرفتم
وقتی که پادشاه در اوج لذت قصه را از زبان شهر زاد میشنید
و پیروز میدان میخواست قصه را به آخر برساند از اسب خودم پیاده میشدم و به انتظار مینشستم
چون شهر زاد من اینجوری میخواست
پادشاه شکست خرده با ناله میخسبید شهر زاد پیروز مرا قهرمان قصه دیگری میگردانید
- ۵۸۳
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط