{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز مامانم داشت سیب زمینی سرخ میکرد ،با قیافه ای مظلوما

امروز مامانم داشت سیب زمینی سرخ میکرد ،با قیافه ای مظلومانه بشقاب به دست رفتم پیشش میگم مامان دوتا سیب زمینی بهم میدی ؟؟
به همین سوی چراغ دوتا سوخته شو بهم داده میگه برو دیگه,,,,
حالا من مونده بودم بهشون سس بزنم یا پماد سوختگی!! 
برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !
من بچه بودم یادمه ۳ماه گریه کردم واسم یه شمشیر پلاستیکی خریدن،
آخرشم با همون منو میزدن
دیدگاه ها (۱)

‏برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن من بچه بودم یادمه ...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن من بچه بودم یادمه 3...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن ! من بچه بودم یادمه...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !من بچه بودم یادمه ...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !من بچه بودم یادمه ...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن من بچه بودم یادمه 3...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !من بچه بودم یادمه ...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن. من بچه بودم یادمه...

برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدنمن بچه بودم یادمه ۳م...

برادرزادم دیروز سه دقیقه گریه کرد واسش تبلت خریدن !..... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط