{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.75.
(صبح)
& چشامو که باز کردم دیدم که جی یون مثل یک جوجه تو بغلم خوابش برده بود بهش نگاه می کردم
که خشاشو باز کرد
+..ااایییی.. دلشو گرفت.
_..بریم حموم ..
با درد اروم گفت
+..اوهوم..
بلندش کردم و نشستم توی وان و اونو روی پاهام گذاشتم
و ابو باز کردم
+..درد میکنه ..
_..میدونم ببخشید..
دستمو روی شکمش گذاشتم و ماساژ دادم
وان پر شده بود ابو بستم همین جوری ماساژش دادم انگار حالش بهتر شده بود
+..درد میکنه..
_..چیی مگه خوب نشد..
+..دلم نه .. به وست پاهاش نگاه کرد و به من نگاه کرد
دستمو از شکمش به اونجا رسوندم
+..نکن..
_..هیس چیزی نگو بزار کارمو بکنم خب..
و ماساژ دادم
که تحریک شده بودو سرشو روی سینم خسته داد به سمت بالا و دهنش باز بود معلوم بود داره حال میکنه
_..خوش میگذره..
+..اهههه..
خندیدم
_..تا دیشب خجالت میکشیدی الان خوشت میاد..
چیزی نگفت یکم گذشت دستمو برداشتم
_..من زودتر تر میرم تا جمع و جور کنم.
+..چیرو..
_..اثرات دیشبد با اجازه ..
پاشدم خودمو شستم و رفتم بیرون
ملا فه ی خونیرو جمع کردم و خدمتکارو صدا زدم یکم که گذشت اود در زد
_..بفرمایید..
خدمتکار چشاش در اومد
گفت..چسم جسارت میکنم بپرسم ولی ایشون زنره هستن..
_..کی..
اروم جوری که میخواست من نشنوم ولی شنیدم
گفت..همون بدبختی که اینجوری به فاکش دادی..
_..بله زنده هستن دیشب شب عروسیمون بود..
گفت..اها پس من اینو میبرم ..
از دستم گرفتش و رفت بیرون.
و یک ملافه ی جدید انداخت و عین روز اولش شده بود
یهو یه صدایی اومد.
+..کوکییییییییی...
_..بلههه..
+..بیاااااا..
رفتم دم در حموم
_..چی شده بیبی..
+..کف رفته تو چشم باز نمیشه ابم بسته شد..
_..الان میام تو..
+..بدو..
درو هل دادم که باز شد بچم
شیر ابو باز کردم و با دستام موهاشو شستم.
و یکم گذشت روی س ش هیچ کفی نبود پاشد بر گشت سمتم من للاس داشتم و اون نداشت من پشت دوش بودم و اب بهم نمی خورد
+..چه ددی خوبی افرین پسر خوب..و پرید بغلم
جوری که از خودم جداش کردم
_..لباسمممم به چوخ رفت..
+..من مهم ترم یا لباست..
_..تو. ولی جز این دیگه چیزی ندارم..
+..خب..
_..خب مجبور میشم لخت بیام البته من که مشکلی ندا..
+..جرعت داری تکرار کن، تا خیس نشدی برو بیرون ...
رفتم بیرون بعد چند دقیقه لباسام خشک شد و جی یون اومد بیرون
+..خرگوش کوچولو ..
دیدگاه ها (۰)

part.76.+..خرگوش کوچولو .._..فک نکنم خرگوشا از اون کارای دیش...

صد تای شدنمون مبارک 😍😍😍

part .74.قشنگای نماز خوانم لطفا به کامنتا یه سر بزنین چون بق...

part.73..مهمونا رفتن اومدیم بیرون کوکی و زن عموش و لینا و ما...

بازگشت بی نام

فیک نامجون پارت نهم (میکاپ آرتیست)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط