{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.76.
+..خرگوش کوچولو ..
_..فک نکنم خرگوشا از اون کارای دیشب بکنن..
+..نیازی به فک کردن تو نیست..
_..بریم..
+..بزار لباس ندارم..
_..لباسای دیشبت..
+..باشه ولی با اینا زشت نیست جلوی مامانت خودتم مطخای با کت شلوار عروسی بری مردم بهمون میخندن..
_..حالا اینارو بپوش بریم بگی ریم..
+..باشهههه..
ذوق کرده بود لباسارو پوشید
+..بریم..
_..باشه..
رفتیم بیرون دستشو ‌رفتم و سوار آسان سور شدیم و اومدیم بیرون و سفتی سمت ماشینو و در جی یونو باز کردم
_..بفرمایید پرنسس..
و نشست درو بستم و خودمم سوار شدم
_..خب کجا میریم توت فرنگی ..
+.. نمی دونم..
_..پس خودم یه جا پیدا می کنم ..
راه افتادم یه فروشگاه لباس های کاپلی بود
نگه داشتم
_..اوکی؟؟..
+..بریم عشقم ..
پیاده شد منم پیاده شدم
رفتیم تو بعد یه عالمه گشتن و خسته شدن من و غر غر کردنم بلاخره خریدیم
دیدگاه ها (۱)

صد تای شدنمون مبارک 😍😍😍

part.77.🤍(عکس لباسشونو گذاشتم از این به بعد روزی یک پارت میز...

part.75.(صبح)& چشامو که باز کردم دیدم که جی یون مثل یک جوجه ...

part .74.قشنگای نماز خوانم لطفا به کامنتا یه سر بزنین چون بق...

برادر ناتنی بد 🎀p¹²_هانا +چیه_هیچی میگم نمیای بریم بیرون؟..+...

عشقـ یا نفرت؟ جین: چه یهویی پس منو تهیونگو دم بازار پیاده ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط