{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز اولی که قرار گذاشتیم...

روز اولی که قرار گذاشتیم...
بعد از گرفتن کارت کنکور غزل...
رفتیم یه کافی شاپ شیک روبروی دانشگاه خودمون... برج اسکان
دوس داشتم تا جایی که میتونم کاری بکنم که یه خاطره ی خوب بمونه!
اصلا فک نمیکردم که این دوستی بخواد ادامه دار باشه اما دوس داشتم اولین قرارمون خیلی خوب بگذره...
رفتیم نشستیم و یه آقایی اومد وگفت چی میل دارید؟!
گفتم چی دارید؟!
یه سری اسمهای عجیب و غریب گفت که آخریش سان شاین بود!
منم گفتم سان شاین ;-)
قیمتش؟!
شد 2000 تومن! در حالی که من حدودا دو هزار تومن داشتم و گرونترین بستنی اون موقع بستنی میهن بود به قیمت 60 تومن!
الان که فکر میکنم شاید اولین اشتباهم همین بود که تمام پولم رو دادم که خودی نشون بدم... تا بگم که منم هستم و با تمام آنچه دارم، هستم!
نمیخواستم خودنمایی کنم اما میخواستم هرچه دارم رو کنم تا خاطره ی خوبی باشه!
دیدگاه ها (۱)

بعدش رفتیم پارک ساعی...وقتی داشتیم از پله ها بالا میرفتیم دس...

بر گرد آخه این جاده بن بستهاین جاده با تنهایی هم دستهعشقو تو...

اینو، شاگردم نوشته بود و زده بود توو اتاقش...به این فک کردم ...

...

من: تهیونگ خودمی توتهیونگ: کی منو میگی من : اره تو رو میگم ت...

#چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن ٭٭ #پارت_پنجم 🫐🫴🏻‌⊹ ࣪𖣠 ִֶָׅ ֹ ៸៸  ...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط