{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#محرم

#محرم
علی اکبرم
تنت را نیزه ها بوسیده بودند

به روی خاک ها پاشیده بودند

نشد کاری کنم وقتی رسیدم

تو را با اسب ها کوبیده بودند
دیدگاه ها (۱)

#محرمغوغایے شد به پا، اسب اشتباهے رفتپیش چشــــم بابا، دنیا ...

#محرماگر دنیا و مافے‌ها، همہ گردد زر و زیورهمہ عالم نمےارزد ...

#محرمهر چه کردم دگر انگار پیمبر نشدی...در عبا جسم تو را هر چ...

ﮔﻮﺯﺩﻥ ﺗﻮﮐﻮﻟﻦ ﯾﺎﺵ ﻣﻨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﻭﻻ ﺑﯿﻠﻤﺰﺑﯿﺮ ﮐﺲ ﻣﻨﻪ ﺗﺎﯼ ﻋﺸﻘﯿﻮﻩ ﺣﯿ...

تنت زخمیه آفتابه هنوزچشات شیشه های گلاب هنوزبمیرم برای علی ا...

سمتِ گودال می‌ره عبداللهبا رَجزهاش می‌رسه از راهدلاور و زاده...

هنوزم انگار ظهر عاشوراست...هنوزم وقتی اسم تو میاد، دل آدم یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط