عشق مافیایی

!♡عشق مافیایی♡!
!♡𝓜𝓪𝓯𝓲𝓪 𝓛𝓸𝓿𝓮♡!
p4♡
اون کوکی بود...دست راستم!برداشتم که گفت (علامت کوکی ×)
~ : بگو!
× : سلام...زود حاضر شو بیام دنبالت بریم ماموریت!
~ : اه...الان؟وقت آرامشم؟هوفففففففف...باشه...
× : بای...
~ : بای...
بلند شدم و لباس مخصوصم رو پوشیدم (الان نمیشه بزارم پست بعدی)که کوک زنگ زد و رفتم پایین و رفتیم...
(ا.ت ویو)
نمیدونم چرا همش به تهیونگ فکر میکردم...!البته به خودش نه...به نقشه ای برای کشتن و پایین کشیدنش...(رتبشو میگه-_-)
هوففففففف...آخه چرا هیچی به ذهنم نمیرسه!مگه پایین کشیدن اون جوجه(جوجه جیمینه نه ته-_-)از رَده اول چقد سخته؟
(سوجی ویو)
فکرم درگیر ظهر بود...چرا تهیونگ همچین کاری کرد؟ولی حداقل بهترین کاری بود که میتونست بکنه!حوصلم سر رفته بود پس زنگ زدم به ا.ت و گفتم :
+ : های گرل!
& : چطوری تکشاخ...
+ : مرسی مافیا گرل😂
& : 😂
+ : میگم تا ۲ ساعت دیگه (یعنی تا ساعت ۹)حاضر باش بیام دنبالت بریم بار
& : عاممممممم...
+ : لطفااااااااااا
& : باشه...
با ا.ت خداحافظی کردم و رفتم تا حاضر شم..........



( الان بعدی رو میزارم:]]]]]] )
دیدگاه ها (۰)

!♡عشق مافیایی♡!!♡𝓜𝓪𝓯𝓲𝓪 𝓛𝓸𝓿𝓮♡! ...

!!!مهمممممممممممممممم!!!

@v_kook_80 (بخاطر این بیچاره ک...

love Between the Tides³⁴شب برگشتم خونه ا/ت: تهیونگ تهیونگ: ت...

khianat duroqin .. Part20و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط