برو از پیش من...
برو از پیش من...
نمی خواهم ببینی که چشمانم دارند برایت اشک میریزند
تو می خواهی بدانی، که اگر نباشی میمیرم ای مهربان
می خواهی بدانی
که آرام ندارم
می خواهی بدانی که با این اشک ها
روزوشب ندارم،
تو می خواهی اینها را بدانی....
نمی خواهم ببینی که چشمانم دارند برایت اشک میریزند
تو می خواهی بدانی، که اگر نباشی میمیرم ای مهربان
می خواهی بدانی
که آرام ندارم
می خواهی بدانی که با این اشک ها
روزوشب ندارم،
تو می خواهی اینها را بدانی....
- ۳.۱k
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط