{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو تهیونگ

ویو تهیونگ
سریع ا.ت رو بردم سوار ماشین کردمو بردم خونه ی خودم زنگ زدم دکتر شخصیم و ۱۰ مین دیگه اومد
=چه اتفاقی افتاده این بالا نکنه پری سیاه
٪اره الان وقت توضیح نیست سریع دکتر وسایل هاشو دراورد
با موچین تیر رو در اورد چرا انقد تیره بزرگه
تا تیره رو در اورد ا.ت بهوش اومد
٪ا.ت ا.ت خوبی
&اره(سرد)
٪زخمت..
&خوبه
که یهو ناپدید شد
٪وات
&خدافظ (تو ذهنش :برای همیشه
ا.ت تا اومد بره که یادش افتاد بالاش زخمیه و افتاد زمین
سریع رفتم سمتش که دیدم داره چشماشو به هم عشار میده فهمیدم خیلی درد داره با حر قطره اشکش قلبم جا به جا شد
٪بیب گریه نکن
&چی؟
٪بیب
&وات
٪چی می گی میگم بیب مگه چشه به دوست دخترم بگم بیب
&جناب کیم لطفا زیاده روی نکنید(جدی)
٪منم باهات شوخی ندارم گفتم که اونجا من من دوست داره اون موقع دهنم قفل کرده بود بیب خاهش میکنم من بدون تو نمی تونم من فکر می کردم تو دوست چند سالمو کشتی اما حالا معلوم شد اون داشته تو رو عذاب میداده

&واقعا؟
٪بیب من با تو شوخی دارم
&تهیونگ میترسم می ترسم از این جامعه از اینکه دوباره بهم خیانت بشه دوباره بهم ت.ج.ا.و.ز بشه (گریه)
٪چی؟
&اره تهیونگ فک کردی من الکی انقدر سردم الکی برادرم رو از دست دادم
٪ا.ت بیشتر توضیح بده
&من وفتی ۱۸ سالم بود بابام با یه هوس کوچولو و شرط بندی منو به عنوان به عنوان برده جنسی به سو جان فروخت
......
دیدگاه ها (۰)

ویو ا.ترفتم باری که واسه خودم بود رفتم تو کلاه کاسکت سرم بود...

لباس ا.ت وقتی برای ماموریت رف و بعد رف بار الان چکمه ها شم م...

خودمم با دوست دخترمم

خودمم تو نمک ابرودخیلی باصفاصت

حساسیت من پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط