{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
تا دارمت نگاه به مردم نمی کنم

در گیر و دار تلخ رسیدن به عشق
حتی به جان خویش ترحم نمی کنم

این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود
هرگز به این بهار تبسم نمی کنم

من در بهشت عشق تو آدم شدم، ولی
خود را خراب خوردن گندم نمی کنم

ای بهترین بهانه برای نمردنم
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
دیدگاه ها (۸)

هرچندنمیدانم خوابهایت راباچه کسی شریک میشوی، اماهنوز شریک ...

آدمها گاهی اوقــات گریــه میکنند نه به خاطر اینکه ضعیف هستند...

امروز صبح بعد از مدتــــــــــها تصمیم گرفتم با دوستم بریم و...

به سلامتیِ اونی که وقتی بودیم باهامون کیف کرد ، اگه نبودیم ا...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part:"1"ویو اتبا چیزی که مرد رو به رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط