{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابا لِنگ‌دراز عزیزم:

بابا لِنگ‌دراز عزیزم:
تمام دلخوشی دنیای من این است که تو ندانی و من دوستت بدارم.
وقتی میفهمی و میرانی‌اَم،
چیزی درون دلم فرو می‌ریزد... چیزی شبیه غرور!
بابا لنگ دراز عزیزم:
لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بِزن، و بگذار دوستت بدارم!
من همین که هستی را دوســــت می‌دارم... حتی سایه‌ات که هیچ وقت به من نمی‌رسد!
بابا لِنگ‌دراز
دیدگاه ها (۱)

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

dark life=23

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط