{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓹𝓪𝓻𝓽 28

𝓹𝓪𝓻𝓽 28
ــــــــــفردا ویوـ ات ویو
امروز ساعت چهار از تمرین برگشتم رفتم یه دوش گرفتم و آماده شدم که برم رفتم پایین با آجوشی اومده بودم خونه گفتم وایسته تا بیام اماده شم خلاصه یه لباس شلوار طوسی پوشیدم و رفتم پایین سوار شدم و راه افتادم سمت کافه مون
ــــــرسیدم از ماشین پیاده شدم رفتم تو دیدم مبینا نشسته رویه صندلی رفتم جلو و بهش سلام کردم و نشستم باهم داشتیم حرف میزدیم
مبینا: راستی ات گفتم تو استری کیدز قبول شدم
ات: هاا واقعا
مبینا: آره
خب منو مبینا استییم و همی یکوچولو بخاطر ما دنبالش میکنه
خلاصه همینجور که داشتیم حرف میزدیم چشمم افتاد به یونجون
ات: اونم اینجاست؟
مبینا: کی؟
ات: یونجون
مبینا: اوو
ات: من یه لحظه برم آرایشم درست کنم بیام
مبینا: برو
پاشدم که برم یونجونم پشت سرم پاشد رفتم سرویس(نویسنده: چس کلاس) که یهو یکی منو گرفت چسبوند به دیوار و دستامو بالا سرم قفل کرد دیدم یونجونه
ات: یونجون؟
یونجون: ات من باید یچی بهت بگم
ات: چی؟
یونجون: ات من دوست دارم
ات: ها
یونجون: گفتم ات من دوست دارم(شمرده شمرده)
ات: باید بهم زمان بدی فکر کنم
یونجون: خب فکر کن
ات: بهت خبر میدم، فقط میشه ولم کنی
یونجون:حتما
یونجون اتو ول کرد و ات رفت جلو آینه و همزمان که آرایششو ترمیم میکرد یونحون از پشت بغلش کرد
ات: میشه ولم کنی(حرصی)
یونجون: نه
ات: چرا(تعجب)
یونجون: شاید اینجوری بهم علاقه پیدا کنی
ات: اصلا و عبدا اتفاقا بیشتر ازت بدم میاد
یونجون اتو ول کرد
ات: نمیخوای بری؟
یونجون: نه وایستادم باهم بریم
ات: هوفف
آرایش ات تموم شد و ات داشت میرفت که یونجون دستشو گرفت
یونجون: باهم بریم(ذوق)
ات:(یه نگاه عصبی به یونجون بعد به دستشون)
یونجون:(دست اتو ول کرد دستاشو گذاشت پشتش) بریم
رفتن
ات نشست رو صندلیو یونجون رفت رو میز خودش
ات: این پسرا چقد تو مخن
مبینا:(یکم از نوشیدنیش خورد) چطور؟
ات: یونجون تو دست شویی منو گرفته ات من دوست دارم (ات به بعدو با دهن کجی گفت)
مبینا: واقعا بهت اعتراف کرد؟
ات: نه پس دارم از خودم در میارم
مبینا: خب بریم تا از کمپانی ننداختمون بیرون
ات: خدافظ
مبینا: بای بای
مبینا رفت حساب کنه(نمیشه همه ی خرجا رو دوش ات باشه که) ات داشت میرفت رسید جلو در
یونجون: برسونمت؟
ات: نه آجوشی منتظرمه
یونجون: پس تو کمپانی مییبینمت
ات: خدافظ
ات سوار ماشین شد و رفت..
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽27ات ویو کای صدام کرد برم پیشش بردم یه جای خلوتکای: ات م...

از نظرتون هیونگ کای یا یونجون یا دوتاشون؟ ☆چهار نفر جواب بدن...

𝓹𝓪𝓻𝓽2ات ویودیدم که عرررررر قبول شدم که یهو یه شماره ناشناس ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط