{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

starry night 🌃

starry night 🌃


part 24


هردو لباس هاشون ( عکسشونومیزارم) رو پوشیدن و رفتن از خونه بیرون و سوار ماشین شدن


_ خوشگل شدی بچه

+ همچنین

جونکوک دستشو میزاره روی رون ات و هی تکون میده و نوازش میکنه اروم اروم به سمت شو.. رت ات میره و نوازشش میکنه

+ خ خ خب چخبراا

_ نمیدونم تو بگو

_هی دستشو بالاتر میبرد

+ خب بریم خرید اره بریم خرید

+ نفسش رو حبس کرده بود و این حرف تارو تیکه تیکه میزد

_( خنده)

_ باشه میریم کوچولو ی من

( خلاصه میکنم رسیدن به پاساژ و از ماشین پیاده شدن و رفتن داخل فروشگاه)

+ راستی اصلا برای چی اومدیم فروشگاه؟

_ امشب قراره تورو با خانواده ام اشنا کنم و برای همین میخواستم یه لباس خیلی خوشگل بپوشی که زیبایی همیشگیت معلوم باشه

+ یاا من آمادگی ندارم میترسم خراب کنمم

_ دست ات رو میگیره
تو همیشه در هر حالی برای من بی نقصی پس اونجا فقط و فقط خودت باش

+ خب پس بریم ( ذوق)


ات چند تا لباس عوض میکنه و از جونکوک نظر میپرسه

+ این خوشگله؟

_ تو هرچی بپوشی خوشگلی ولی این خیلی بازه دوست ندارم بقیه دارایی های منو ببینن

+ جونکوککک

_باشه باشه همین خوبه

+ اه خستم کردی سه ساعته دارم لباس عوض میکنم

_( خنده)

+ جونکوککک

_ باشه باشه دیگه نمیخندم


( میرن لباس رو حساب میکنن و به سمت خونه میرن)

پایان.

لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻

بچه ها امروز به مناسبت ۱۳بدر گذاشتم شب بشه بعد پست بزارم تا شما امروز رو پیش خانواده هاتون خوش بگذرونید عشقایی من

راستی متاسفانه چون فعلا نت ملیه نتونستم لباس بهتری براش بزارم و عکس خودشو گذاشتم

🥰🥰👋🏻👋🏻
دیدگاه ها (۲۰)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پارت۱

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

dark love

Part:2۷ات سرش رو چرخوند سمت صدا که دید برادرش بود(انتظار داش...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط