{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

starry night

starry night 🌃


part 23


راستی اجوما کجاست

_ دیروز بهش گفتم بره مرخصی

اوو خوبه

( همینجوری باهم صحبت میکنن و جونکوک اشپزی میکنه و بعد وسایل صبحونه رو روی میز میچنه)

میره روی صندلی میشینه

_ بیا اینجا بشین ( به پاهاش اشاره میکنه)

نهه( خجالت)

_ ایی خدا از دست توو میاد ات رو بلند میکنه و میزارتش روی پاهاش

ات هی تکون میخورد و توی دهن جونکوک غذا میزاشت


_ کمتر تکون بخور

برای چی؟

_ چون ممکنه تا چند لحظه دیگه اگر همینطوری ادامه بدی کنترلم ازدستم خارج بشه

ب ب باشه

_( خنده) حالا بدو برو اماده شو میخوایم بریم خرید


باشه باشه ( ذوق)

_ اینقدر که ذوق داشت حتی نپرسید برای چی

_ تو نمیخوای اماده شی عمو

_ وایسا الان چی گفتی من عموتم؟

+ اره دیگه خیلی ازم بزرگتی

_ شیطون شدی

+ میاد نزدیک جونکوک میشه و میگه
خب شاید یذره

پایان.

لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
دیدگاه ها (۷)

starry night 🌃part 24هردو لباس هاشون ( عکسشونومیزارم) رو پ...

سلاممم بچه ها خوبید؟؟ خیلی دلم براتون تنگ شده اما واقعا توی ...

بچه ها من امروز فقط میخواستم یه پارت بزارم و جایزه هم چون س...

starry night 🌌part 22_ الان بهتری بیبی ( سر ات رو نوازش میکن...

starry night 🌌part 18# اگر که بخوره؟( پوزخند) و دستشو به سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط