{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرمانده ای که همه کارش مثل بقیه بود ؛

فرمانده ای که همه کارش مثل بقیه بود ؛

هر جا بود، مثل بقیه بود، خورد و خوراکش، لباس پوشیدنش، خوابش، کارش، جنگیدنش، اصلا احساس نمی کردی که او فرمانده است و تو زیردستش هستی.
می گفت:«من خدمتگزار کوچکی ام بین خدمت گزارهای بزرگ تر» خودش را از همه کمتر می دانست. فیلم درنمی آورد، واقعا این جوری بود.

مجموعه یادگاران -خاطره ای از کتاب بروجردی، صفحه ۲۸
دیدگاه ها (۱)

بلندترین و کوتاه‌‍ترین ساعات روزه داری در جهان ؛ تعداد ساعات...

کسی که شیرینی نزدیک بودن به خدا را چشیده... ؛ ما غالباً از ...

تصاویر نفس گیر از زیبایی آسمان

تصاویر نفس گیر از زیبایی آسمان

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²⁷ایوان دستش رو روی گردن هیونا گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط