ای شمع ، مدارا کن شبی باید بِسوزی تا سَحَر

ای شمع ، مدارا کن شبی باید بِسوزی تا سَحَر
دیوانه ای در کوچه ها  آتَش  کشیده  هَر گُذَر
این جان و این دامان تو دل بر کویرَش وانهی
خونخوار وبیرحم وشُقی دیوانه شُد دیوانه تَر
ای شَمع مُنوّر کن دِلم  اِمشب مَکُش پَروانه را
از جانِ او اِمشَب گُذر بیچاره شُد خونین جِگُر
دشتِ شقایق زیر و رو گِریان هَمه آلاله ها
شَبنم بِریزد بَر زَمین حیران شُده شَمس وقَمر
دیدگاه ها (۱)

#یاجوادالائمه_ادرکنی 🏴 ای شیعه بزن ناله و فریاد امشباز غربت ...

اگر دیوانگی این اَست مَنم دیوانه دیوانه بِزَن زَنجیر خود بَ...

بزن باران مرا دیوانه تر کنشبی را با من دیوانه سر کنبزن باران...

به من گفتی که دل دریا کن ای دوستهمه دریا از آن ما کن ای دوست...

جهان اردی جهنم بود پیش از آمدن هایت نمی گنجید در باور شود ر...

جهان اردی جهنم بود پیش از آمدن هایت نمی گنجید در باور شود ر...

گلشن کردستانی

شهادت امام محمد تقی علیه السلام 12 شهریور 1395این الرضا به ح...

*کاف یعنی کربلا*باده ی  می از حسین بن علی شور و مستی شد ز یا...

...تعریف من از عشق تویی ای‌ساقی مستانیک نغمه زیبا ز لبت باغ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط