{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساسم رابه دراویختم

احساسم رابه دراویختم
منطقم رابه گلوله بستم
لعنت به هردو که عمری بازی ام دادند
دیگر بس است
می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم..

خسته ام💔
دیدگاه ها (۱)

دختری که گریه میکنهدقیقا مثه آدمی میمونه که داره تو دریا غرق...

من شکستن را نمیدانماما هر ڪس از ڪنارم گـــذشت،شڪستن را خــــ...

لــایــک هـیـچ کَــــس هـیـچ وقــتبَـــرام دَردُ دِل نَــشُـ...

عشق چیز عجیبی نیستهمین است که تو دلت بگیرد و من نفسم

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

عاشقانه های شبنم دعای خیر بدرقه راهتون

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط