نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...
نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...
آدم شاکی ناراضی است...
اما آدمی که غر میزند خیلی هم ناراضی نیست. فقط دلش میخواهد با یک نفر از رنجی که متحمل میشود صحبت کند...
و من غرم می آید آقای خدا...
من از این دوران طولانی بیماری بعد از بیماری خسته ام...
از اینکه نمیتوانم بین دو دوره بیماری کمی به زندگی نابسامانم برسم خسته ام...
از این دارو و آن دارو...
این دکتر و آن دکتر...
از این آنفولانزای ناغافل آمده...
از این ریه خراب که هربار با کوچکترین سرماخوردگی من را یکماه توی تخت می اندازد...
من خسته ام...
فقط خیلی خسته ام...
اینها را به حساب شکایت نگذارید...
من فقط میخواهم از کم آوردن هایم کمی با شما درد دل کنم...
شما که بیماری و سلامتی در دست پر قدرتتان است...
و بگویم دلم میخواهد کمی با صفت شافی بودنتان مرا در آغوش بگیرید تا این تب و لرز چند روزه کمی التیام یابد...
همین
آدم شاکی ناراضی است...
اما آدمی که غر میزند خیلی هم ناراضی نیست. فقط دلش میخواهد با یک نفر از رنجی که متحمل میشود صحبت کند...
و من غرم می آید آقای خدا...
من از این دوران طولانی بیماری بعد از بیماری خسته ام...
از اینکه نمیتوانم بین دو دوره بیماری کمی به زندگی نابسامانم برسم خسته ام...
از این دارو و آن دارو...
این دکتر و آن دکتر...
از این آنفولانزای ناغافل آمده...
از این ریه خراب که هربار با کوچکترین سرماخوردگی من را یکماه توی تخت می اندازد...
من خسته ام...
فقط خیلی خسته ام...
اینها را به حساب شکایت نگذارید...
من فقط میخواهم از کم آوردن هایم کمی با شما درد دل کنم...
شما که بیماری و سلامتی در دست پر قدرتتان است...
و بگویم دلم میخواهد کمی با صفت شافی بودنتان مرا در آغوش بگیرید تا این تب و لرز چند روزه کمی التیام یابد...
همین
- ۱.۰k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط