{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...
آدم شاکی ناراضی است...
اما آدمی که غر می‌زند خیلی هم ناراضی نیست. فقط دلش می‌خواهد با یک نفر از رنجی که متحمل میشود صحبت کند...
و من غرم می آید آقای خدا...
من از این دوران طولانی بیماری بعد از بیماری خسته ام...
از اینکه نمیتوانم بین دو دوره بیماری کمی به زندگی نابسامانم برسم خسته ام...
از این دارو و آن دارو...
این دکتر و آن دکتر...
از این آنفولانزای ناغافل آمده...
از این ریه خراب که هربار با کوچکترین سرماخوردگی من را یکماه توی تخت می اندازد...
من خسته ام...
فقط خیلی خسته ام...
اینها را به حساب شکایت نگذارید...
من فقط میخواهم از کم آوردن هایم کمی با شما درد دل کنم...
شما که بیماری و سلامتی در دست پر قدرتتان است...
و بگویم دلم می‌خواهد کمی با صفت شافی بودنتان مرا در آغوش بگیرید تا این تب و لرز چند روزه کمی التیام یابد...
همین
دیدگاه ها (۶)

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

بعضی زخمها به قلب آدم چنان کاری است که سالهای سال هم بگذرد ه...

سخت ترین سیلی با اختلاف فاحش سیلی واقعیته......یه چایی داغ ت...

به خون خواهى فرياد عدالت كه در تنگنای گلویت نيزه خورد!به سوى...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت سوم: «حقیقت»اِما وقتی به بیمارستا...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:30"۶ ماه بعد"بعد از اتفاقی که ۶ ماه پیش افتاده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط