بوی عطر نارنگی

بوی عطر نارنگی
سکوت است وتنهایی
بوی عطر نارنگی و کتاب های قدیمی مستم می کند باز
پائیز دوباره ایست
امیدیست پر از نا امیدی
دوستم می گوید نا امیدی گناه است،شاید هم گناه کبیره!


کتاب ها مرا صدا می کنند،قلم ها هم
و این طرف فکری مغشوش پر از اماها و اگرها...
آه...
چه می شد اگر...
احساسم می گوید که من چشم خورده ام
لعنت به چشم شور،لعنت به چشم بد!
و باز هم من هستم و سکوت
احساس دیگری می گوید تو خدا را داری
بی خیال چشم های شورو بد
بی خیال این روزها...

جانم تازه می شود


#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق
دیدگاه ها (۳)

شاهکاری به نام دروغ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧_بخش اول_ او مظهرِ واقعی یک تص...

{محکوم به لمس } part ۱۴ 杂交种 هوای دلپذیر صبح آمیخته به بوی ش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت سوم: سایه‌ی حقیقتنورِ کم‌...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

پارت ۶

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط