{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست
درهرنفست ، هم نفست هیچ کسی نیست
آنقدر غریبی که در این شهر درندشت
دنیای تو اندازه ی کنج قفسی نیست
باید که هوایی به سرت داشته باشی
درقلب زمستانی ات امّا هوسی نیست
تلخ است که راضی شده باشی به دغل ها
شیرین شده باشی و ببینی مگسی نیست...!
تنهاییت آنقدر بزرگ است که پیشش
خوشبختیت اندازه ی حجمِ عدسی نیست
کبریت بکش روی خودت شاعر بدبخت!
فریاد بزن! داد بزن! دادرسی نیست
لعنت به توکه هرنفست مژده ی درد است
گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست...
دیدگاه ها (۴)

آنقــــــــــدر اشک هایــــــــــم را در درونــــــــــم ریخ...

وقتی که میگی دیگه برای همیشه فراموشش کردی و هیچ احتیاجی بهش ...

بازیِ عشق ، کَلَک داشت ، نمی دانستمغم ِ آن سر به فلک داشت ، ...

من شکستن را نمی دانم....اما هر کس از کنارم گذشت،شکستن را خوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط