{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر از تو شکستم ، چقدر از تو خمیدم

چقدر از تو شکستم ، چقدر از تو خمیدم
میان اینهمه آدم ، چرا به جز تو ندیدم
همیشه عقل ِ دلم پارسنگ بر می داشت
که قلب دادم و جایش ، چه غصه ها که خریدم !
به باد ِ حادثه کُشتی ، چراغ ِ خانه ی عشقم
به سنگ ِ غصه شکستی ، هزار جام ِ امیدم
برای اینکه بیایی ، چقدر چلّه نشستم
چه طعنه ها که برایت ، از این و آن نشنیدم
دگر گذشته ز سر ، آب و باکی از تو ندارم
که خود ، مهار ِ پلیدت ز پای خسته دریدم
ببین که بر لب ِ گور است ، پای خاطره هایت
نگو که طعمه ی خوبی ، برای طرح ِ جدیدم
مرا و کَشتی ِ دل را ، به گِل نشاندی و اینک
چو ناخداش تو بودی ، به قعر ِ قصه رسیدم !
برای روی سیاهت ، که بر دلم زدی آتشی
چه شاهدی بهْ از این روی زرد و موی سپیدم ...
دیدگاه ها (۸)

می‌دانمنیمه‌شب که فکر می‌کنی خوابیده‌ام به پاتوقِ مجازیمان س...

خُدا مى گويد: هر آن كس كه بيشتر از من دوست بدارى از تو مى گي...

ای بی‌تو دل تنگ‌ام، بازیچه‌ی توفان‌هاچشمان تب‌آلودم، باریکه‌...

وقتی تو نیستی گُلَکم خانه خانه نیستفانوسی از ستاره بر این آس...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_373+بسههه بسههه دیوونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط