{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک تهکوک Love war پارت

فیک تهکوک. (Love × war ) پارت³

؟؟ویو

((تو مدرسه راه می رفتم .
طبق معمول هرکی من رو می دید انگار که ترسناک ترین موجود زندگی اش رو دیده ، جوری وانمود می کرد انگار داره به جای دیگه نگاه می کنه. باید هم بترسند.
میتونم زندگی هاشون رو تو یه لحظه جهنم کنم.
همون موقع که داشتم از ابهت و قدرتی که داشتم لذت می‌بردم ، یه چیزی بهم برخورد کرد. خیلی اعصبانی شدم .
یکی جرعت کرد بهم بی احترامی کنه ؟))

؟؟: هی مگه کوری ؟ آدم به این بزرگی رو جلوی خودت ندیدی ؟

کوک ویو

((با شوک بهش نگاه کردم.))

کوک: ببخشید متاسفم ندیدمت

؟؟: فکر کردی عذرخواهی ات قراره لباس گروه قیمت من رو برگردونه؟ لباس قشنگم با برخورد به گدایی مثل تو کامل کثیف شد.

کوک: اولا من گدا نیستم . دوما-

((قبل از اینکه حرفم رو تموم کنم از یقه ام گرفت و بلندم کرد.))

؟؟: دلیل های مضخرف برام اهمیتی نداره.
از حالا به بعد اینجا رو برات تبدیل به کابوس می کنم

((محکم به زمین هلم داد و دور شد ، همون لحظه که رفت. جیمین به سمتم اومد، نگران و ترسیده.))

جیمین: خوبی جونگکوکا؟ اون عوضی کاری باهات کرد؟

کوک: میدونی اون کی بود؟

جیمین: همون عوضی کیم تهیونگ ، قلدر مدرسه.

کوک: خیلی جذاب بود. دقیقا تایپ منه.

جیمین: کوک محض رضای خدا ، نزدیک بود استخوانات رو بشکنه بعد تو تنها چیزی که دیدی قیافه اش بود؟
مدرسه رو برات جهنم میکنه!!

کوک: به نظرت اگه بخوام باهاش رل بزنم قبول میکنه؟

جیمین: جئون‌ جونگکوک خفه میشی یا خفه ات کنم؟

((خواستم جواب جیمین رو بدم که زنگ خورد.))

کوک:فعلا بیا بریم سر کلاس.

جیمین: صبحونمون هنوز تموم نشده. ولی باشه.

کوک: دمت گرم هیونگ. م_

تهیونگ: هی نفله! ...

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۱)

فیک تهکوک. (Love × war ) پارت²جیمین ویو((صبح از خواب بیدار ش...

فیک تهکوک. (Love × war ) پارت¹کوک ویو : *خمیازه *(( از خواب ...

ات ویو پاشدم با جیمین و جینا اماده شدیم رفتم دوباره خرید خری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط