{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای امروز صبح داشتم دونده دوست داشتنی می دیدم هم زمان ب

وای امروز صبح داشتم دونده دوست داشتنی می دیدم هم زمان باهاش داشتم صبحانه می خوردم‌اونجا که مرد اومد توی خانه سونجه سونجه با چاقو زد من هواس رفت به سونجه وای به جای شکر نمک می ریختم تا یه قلوب زدم دیدم وای چای ام شور شد 🥰
دیدگاه ها (۷)

سریال وینچنز

تنها کسایی که می توانستن حریف وینچنز بشن این دوتا بزرگوار ...

سریال ویرانگر

سریال دونده دوست داشتنی

پارت هشت رفتم شام خوردم بعد خوابیدمصبح بلند شدم رفتم دست و ص...

رمان انفجار و امید

#موکل_خطرناک_من #رمان_درخواستی پارت¹ویو کوک:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط