#:یک نگاه
#:یک نگاه
=:دخترم داره اونجا جون میده شما دارین عشقو حال میکنین بریم دوربین های عمارتو چک کنیم
+:باشه
؛:عا چیزی نه*ترس*
+:چرا
؛:نمیدونم
@:رفتن خونه و دیدن ا.ت رو لونا انداخته
+:عوضیییی تو بچه های منو کشتی زنم توی کماست
؛:من ترو برای خودم میخواستم
+:عوضی اونا فقط دوماهشون بود توام یه مادری اگه این بلا سربچت میومد چیکار میکردی ها
؛:ساکت شو خدانکنه
+:دیدی حالا تو هر دوتا بچه ا.ت رو گرفتی اون از گناهت نمیگذره
=:برات متاسفم که انقدر اشغالی
-:داداش بیا بریم بیمارستان این احمقم ببریم زندان
+:نه این زندان نمیره ا.ت تصمیم میگیره چیکار کنه
پرستار زنگ زد
+:بله
پرستار: شما همسر خانم پارک هستین
+:اره اره خودمم چیزی شده
پرستار بهوش اومدن و فقط اسم شمارو صدا میزنه
+:باشه باشه الان میام
@:رفتن بیمارستان
÷:جیمین بچه ها چطورن خوبن زنده هستن
+:اروم باش
÷:چی؟
+:گلم ما بچه ها رو از دست دادیم
÷:شوخی نکن تروخدا
+:..
÷:راست میگه*داد*
=:اره دخترم
÷:نههههههه*گریه *
÷:اون احمق کجاست میخوام بکشمش اونم باید بچشو از دست بده *داد. گریه*
+:هیسسسس نشنوم ها بچه اون بچه منم هست
÷:بچه های من بچه تو نبود*بغض*
+:بود بود اما در مورد بچه اینو نگو
÷:گمشو بیرون
+:ا.ت
÷:گفتم گمشو برو بیرون بچه هامو گرفتین فردا میریم محضر و سیقه رو خراب میکنیم
+:چی میگی تو حق طلاق با منه
÷:عوضی گمشو بیرون
مادر جیمین:پسرم برو تا ا.ت یکم استراحت کنه
@:ا.ت با کمک ارامبخش خوابید صبح همه بالا سرش بودن حتی لونا
÷:این ه.ر.ز.ه اینجا چیکار داره هااا
+:هیش اروم
÷:گمشینننن بچه های منو گرفتین گمشین
یورا: فدات شم به خودت فشار نیار جونی بازم میتونی بچه بیاری
÷:نمیخوام
جی هوپ: اروم باش فدات بشم
+:هوی به زنم اینارو نگو
÷:بتوچه
+:ا.ت
÷:میخوام تنها باشم
+:....
حمایت؟
شرط: یکی لایک . شیش تا کامنت.
=:دخترم داره اونجا جون میده شما دارین عشقو حال میکنین بریم دوربین های عمارتو چک کنیم
+:باشه
؛:عا چیزی نه*ترس*
+:چرا
؛:نمیدونم
@:رفتن خونه و دیدن ا.ت رو لونا انداخته
+:عوضیییی تو بچه های منو کشتی زنم توی کماست
؛:من ترو برای خودم میخواستم
+:عوضی اونا فقط دوماهشون بود توام یه مادری اگه این بلا سربچت میومد چیکار میکردی ها
؛:ساکت شو خدانکنه
+:دیدی حالا تو هر دوتا بچه ا.ت رو گرفتی اون از گناهت نمیگذره
=:برات متاسفم که انقدر اشغالی
-:داداش بیا بریم بیمارستان این احمقم ببریم زندان
+:نه این زندان نمیره ا.ت تصمیم میگیره چیکار کنه
پرستار زنگ زد
+:بله
پرستار: شما همسر خانم پارک هستین
+:اره اره خودمم چیزی شده
پرستار بهوش اومدن و فقط اسم شمارو صدا میزنه
+:باشه باشه الان میام
@:رفتن بیمارستان
÷:جیمین بچه ها چطورن خوبن زنده هستن
+:اروم باش
÷:چی؟
+:گلم ما بچه ها رو از دست دادیم
÷:شوخی نکن تروخدا
+:..
÷:راست میگه*داد*
=:اره دخترم
÷:نههههههه*گریه *
÷:اون احمق کجاست میخوام بکشمش اونم باید بچشو از دست بده *داد. گریه*
+:هیسسسس نشنوم ها بچه اون بچه منم هست
÷:بچه های من بچه تو نبود*بغض*
+:بود بود اما در مورد بچه اینو نگو
÷:گمشو بیرون
+:ا.ت
÷:گفتم گمشو برو بیرون بچه هامو گرفتین فردا میریم محضر و سیقه رو خراب میکنیم
+:چی میگی تو حق طلاق با منه
÷:عوضی گمشو بیرون
مادر جیمین:پسرم برو تا ا.ت یکم استراحت کنه
@:ا.ت با کمک ارامبخش خوابید صبح همه بالا سرش بودن حتی لونا
÷:این ه.ر.ز.ه اینجا چیکار داره هااا
+:هیش اروم
÷:گمشینننن بچه های منو گرفتین گمشین
یورا: فدات شم به خودت فشار نیار جونی بازم میتونی بچه بیاری
÷:نمیخوام
جی هوپ: اروم باش فدات بشم
+:هوی به زنم اینارو نگو
÷:بتوچه
+:ا.ت
÷:میخوام تنها باشم
+:....
حمایت؟
شرط: یکی لایک . شیش تا کامنت.
- ۲.۲k
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط