{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه بابایی (فکرکنید توخارج!!!!) واسه پسرش که هیچی ه

یه روز یه بابایی (فکرکنید توخارج!!!!) واسه پسرش که هیچی هم بارش نبوده، زنگ میزنه به یه پارتیش و میگه: دمت گرم،واسه پسرم یه شغلی جور کن!
پارتی: میخوای سفیرش کنم؟؟
باباهه: نه بابا اون خیلی زیاده...
پارتی: میخوای وزیرش کنم؟؟
باباهه: اووووف نه...
پارتی: میخوای نماینده ی مجلسش کنم؟؟
باباهه: نه بابا،جایی کارمندی چیزیش کن...
پارتی: شرمندتم اون دیگه سواد میخواد. !'@@@
دیدگاه ها (۲)

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

رمان عشق ممنوع

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

آخرین دعا 18

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط