{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اول به هزار لطف بنواخت مرا

اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا

چون مهره مهر خویش می‌باخت مرا
چون من همه از شدم بینداخت مرا
دیدگاه ها (۱)

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش راباخویش کن بی‌خویش را ...

ای یار من ای یار من ای یار بی‌زنهار منای دلبر و دلدار من ای ...

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرایار تویی غار تویی خواجه نگهدا...

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتهاای آتشی افروخته در بیشه اند...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپپارت ۵شروع :ته . یعنی چی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط