{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اول به هزار لطف بنواخت مرا

اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا

چون مهره مهر خویش می‌باخت مرا
چون من همه از شدم بینداخت مرا
دیدگاه ها (۱)

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش راباخویش کن بی‌خویش را ...

ای یار من ای یار من ای یار بی‌زنهار منای دلبر و دلدار من ای ...

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرایار تویی غار تویی خواجه نگهدا...

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتهاای آتشی افروخته در بیشه اند...

موهیچی فوجیزاکی/اوسی شیطان کش/تقدیمی/فن زارت

زنده باد کسانی که ترکم می کنند؛آنها مرا به خویش باز می گردان...

‹ چال روی گونه‌ات آخر مرا دق می‌دهد!خواهشا دولت تمام چاله ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط