{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد

ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد

هلاکَم می کند آخر پرستاری که من دارم



❣ ️
دیدگاه ها (۱)

چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجَت است؟کـوته کن این بهـانهٔ دنبا...

چون دو ابرو که نفس‌سوختهٔ ربطِ هم‌اندتیغِ او زخـــمِ مرا مصر...

ز شهر نور و عشق و درد و ظلمتسحر گاهی زنی دامن کشان رفتپــریش...

به لطف بر سر وقت من آ که در طلبتز پا در آمدم و تو به دست می‌...

اینکه حالم را بپرسی لطف بی‌اندازه‌ ایستعاشقان هم با همین ، "...

‌‌جلوه گل عندلیبان را غزل خوان می کندنام مهدی صد هزاران درد ...

خیلی زیبا توصیف کرده، بخونید🥹آهن هم گاهی احساس دارد. پاهام م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط