{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم به کنار رود سر تا پا مست

رفتم به کنار رود سر تا پا مست
رودم به هزار قصه می بُرد ز دست
چون قصه درد خویش با او گفتم
لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست 
#فریدون-مشیری
دیدگاه ها (۱)

دل در بر من زنده برای غم تستبیگانهٔ خلق و آشنای غم تستلطفی ا...

نظر از تو برنگیرمهمه عمر تا بمیرمکه تو در دلم نشستیو سر مقام...

مترجم یه دنده پارت1با عجله به طرف اتاق رفتم منشی بلند گفتخا...

⚫️فهمیده‌ام در این شهر معنای سیری‌ام رااز ضرب دست خوردم دندا...

مترجم یه دنده پارت 2تند تر قدم برداشتم صدای بلند سامیار از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط