{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریب

پارت ۲۹
+...منو ببخش که به حرفات توجه نکردم…(گریه)
&چیزی یادت اومد؟
سر تکون داد
&چی رو؟
+...همه چیز..(گریه)
&الان یعنی…همه چیز یادت اومد؟
+نام.‌..خیلی خوشحالم…که تو رو یادم اومد…(گریه)
&واقعا یادت اومد؟…(گریه)...خیلی نگران بودم…میترسیدم… هیچوقت حافظتو…بدست نیاری…
بغلش کردم…خیلی خوشحال بودم…اون منو یادش میاد… صورتشو نوازش کردم…
&جین…
+بله…
&باید بگم معذرت می‌خوام….
+برای چی؟…
&من بدون توجه به اینکه تو کی هستی دست روت بلند کردم
+اگر کاری نمی‌کردم که باعث عصبانیتت بشه اینطور نمیشد… معذرت می‌خوام
&آره اشتباه کردی ولی من بیشتر از تو اشتباه کردم…تو میخواستی بهم تو کارام کمک کنی…اما من به جای تشکر از تو عصبانیتمو روی تو خالی کردم…
+مسئله پیچیده ایه…بیا فراموشش کنیم…
& موافقم…
پیامکی روی گوشیم اومد…دکتر بود
=قربان یادم رفت بگم
=ممکنه وقتی بیدار بشه تا چند ساعت چیزی یادش نیاد
=باید چند ساعتی صبر کنید
خندم گرفت از اینکه چقدر مسخره بازی در آوردیم…برای جین که گفتم از خنده غش کرد…
+چقدر ما اسکلیم (خنده شدید)
& خدارو شکر…چقدر ترسیدم خوب نشی(خنده)
+اینو تو دفتر خاطراتت بنویس…(خنده)...
&راست میگی
دیدگاه ها (۰)

فریب

فریب

فریب

فریب

~سناریو~#درخواستیوقتی اعصابشونو خورد میکنی و دعوات میکنن و ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط