آبنبات تلخ

Part:183
هانی : الکس میگم چقدر بدبختی
الکس : هع واقعا
ته : دقیقا چرا
لارا : تهیونگ انقد خنگ نباش مامانش از یطرف عشقش از یطرف
ته : از کلمه عشقش خوشم نیومد
لارا : هوفففف مهم نی
لارا : بچه ها میشنوین؟
ته : وای صدای جیغ نیست
لارا : صدای سوبینه
الکس : لعنتی حتما ترسیده
ویو سوبین
سوبین : از خواب پریدم به کابوس وحشتناک دیدم حالم بد بود نمیتونستم تکون بخورم بدنم درد میکرد
پرستار : بهوش اومد
سوبین : مامان
پرستار ؛ مامانتو میخوای
سوبین : نه نههههه(داد میکشه)
پرستار : چیشد
سوبین : نه برو نمیخوام ببینمت
پرستار : آروم باش
سوبین : نه من ازت میترسم بابا برو نه برو
پرستار : هعی آروم باش
سوبین : نه نه تهیونگ و کوک تنهام نمیزارن اونا دوسم دارن نه الکس پیشم میمونه
پرستار : هعی آروم باش اونا اینجان
سوبین : نه نه میترسم نه(داد*
پرستار : برو خوانوادشو بیار زود
ته : چیشدع چرا داد میزنه
پرستار : بیایین آرومش کنین
الکس : سوبین
سوبین : نهههه برو نزدیک نشو برو برو
ته : (مستقیم میره سوبینو بغل میکنه)
سوبین : ولم کن ولم کنننن
کوک : سوبینم
دکتر : هیششش نگهش دار (بهش آرامش بخش میزنه)
سوبین : آییییی
الکس : سوبین
سوبین : میترسم هق میترسم(با گریه شدید)
ته : هیش آروم باش بیا بیا دراز بکش
لارا : گلم گلم آروم باش
سوبین ؛ لارایی
لارا : بله
سوبین : هانی اونجاس
هانی : عاره اینجام
دکتر : من میرم پرستارا بیایین یکم دیگه بر میگردیم
سوبین : تنهام نمیزارین مگه نه
لارا ؛ نه نمیزاریم
ته : برو اونور سوبینم
سوبین : تهیونگی(بغض،)
دیدگاه ها (۰)

خلاصه کیر خر میاد کیر خررررر

..............

آبنبات تلخ

همه جانو تنم وطنم وطنم وطنم.........

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط