{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سی

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلابی آمد و گوسفندان و اموالش را برد. وی به پسر خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد؟ پسر گفت: ای پدر! این آبی است که در شیر داخل می کردی که اندک اندک جمع شد و هر چه داشتیم برد.
«وَ ما أصَابَکُم مِن مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَت أیدیکُمْ… »؛ «هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده اید. »
دیدگاه ها (۱)

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینیییی؟؟؟؟ به قلم لینا:))))صدای آرام ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش اول_Güzel şeyler biranda olur چيزاى خوب ...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلاب...

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلاب...

حکایت شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال،...

وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُم...

سوره شوری (آیه ۳۰)وَمَآ أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط