شعر زیبایی از استاد شهریار به زبان ترکی به همراه ترجمه ی فارسی
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
🌺 شعر زیبایی از استاد شهریار به زبان ترکی، به همراه ترجمه ی فارسی🌺
سن یاریمین قاصدی سن، ایلن سنه چای دئمیشم
خیالینی گوندریب دیر، بس کی من آخ وای دمیشم
آخ گئجه لَر یاتمامیشام، من سنه لای لای دمیشم
سن یاتالی ، من گوزومه، اولدوزلاری سای دمیشم
هر کس سنه اولدوز دییه، اوزوم سنه آی دمیشم
سننن سورا ، حیاته من، شیرین دئسه ، زای دمیشم
هر گوزلدن بیر گول آلیب، سن گوزله پای دمیشم
سنین گون تک باتماغیوی، آی باتانا تای دمیشم
ایندی یایا قیش دئییرم، سابق قیشا ، یای دمیشم
گاه توییوی یاده سالیب، من دلی ، نای نای دمیشم
سونرا گئنه یاسه باتیب، آغلاری های های دمیشم
عمره سورن من قارا گون آخ دمیشم ، وای دمیشم
💠 ترجمه ی شعر بالا💠
تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای آماده کرده ام
خیالش را فرستاده بس که من آخ و وای گفته ام
ای چه شبها که نخوابیدم و به تولالایی گفته ام
تو وقتی خوابیدی من به چشم هایم گفتم که ستاره ها را بشمارد
هرکس به توستاره بگوید خودم به تو ماه گفته ام
هرکس زندگی را شیرین بداند، بعد از تو من زندگی را تلخ می دانم
از هر زیبا روی شاخه ای گل گرفته و به تو زیبا روی هدیه داده ام
غروب خورشید وار تو را من مثل غروب ماه می دانم
سابق زمستان را چو تابستان می دانستم ولی حالا تابستان را زمستان می دانم
گاها عروسی تو را به خاطر اورده و من دیوانه نای نای گفته ام
بعدا دوباره غمگین شده و های های گریه کرده ام
من سیاه بخت که عمر سپری می کنم آخ و و ای گفته
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
🌺 شعر زیبایی از استاد شهریار به زبان ترکی، به همراه ترجمه ی فارسی🌺
سن یاریمین قاصدی سن، ایلن سنه چای دئمیشم
خیالینی گوندریب دیر، بس کی من آخ وای دمیشم
آخ گئجه لَر یاتمامیشام، من سنه لای لای دمیشم
سن یاتالی ، من گوزومه، اولدوزلاری سای دمیشم
هر کس سنه اولدوز دییه، اوزوم سنه آی دمیشم
سننن سورا ، حیاته من، شیرین دئسه ، زای دمیشم
هر گوزلدن بیر گول آلیب، سن گوزله پای دمیشم
سنین گون تک باتماغیوی، آی باتانا تای دمیشم
ایندی یایا قیش دئییرم، سابق قیشا ، یای دمیشم
گاه توییوی یاده سالیب، من دلی ، نای نای دمیشم
سونرا گئنه یاسه باتیب، آغلاری های های دمیشم
عمره سورن من قارا گون آخ دمیشم ، وای دمیشم
💠 ترجمه ی شعر بالا💠
تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای آماده کرده ام
خیالش را فرستاده بس که من آخ و وای گفته ام
ای چه شبها که نخوابیدم و به تولالایی گفته ام
تو وقتی خوابیدی من به چشم هایم گفتم که ستاره ها را بشمارد
هرکس به توستاره بگوید خودم به تو ماه گفته ام
هرکس زندگی را شیرین بداند، بعد از تو من زندگی را تلخ می دانم
از هر زیبا روی شاخه ای گل گرفته و به تو زیبا روی هدیه داده ام
غروب خورشید وار تو را من مثل غروب ماه می دانم
سابق زمستان را چو تابستان می دانستم ولی حالا تابستان را زمستان می دانم
گاها عروسی تو را به خاطر اورده و من دیوانه نای نای گفته ام
بعدا دوباره غمگین شده و های های گریه کرده ام
من سیاه بخت که عمر سپری می کنم آخ و و ای گفته
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
- ۴.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط