{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Knife Dead

Knife Dead
…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۵۳ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ

جونکوک ؛ ولی اگه هرچی شد باید بهم بگی چون خیلی نگرانت میشم مخصوصا وقتی من جوهیوک این جاست نه جین وو
دخترک باز هم لبخند زوری تحویل جونکوک داد و سرش را سمته یقه لباسش نزدیک کرد بوسه ریزی رو گردن جونکوک گذاشت و گفت
ات: نگرانم نباش
جونکوک سمتش نگاهی انداخت و موهای معشوق اش را نوازش کرد
جونکوک: امشب جشن داریم فرشته من
دخترک با بی‌حالی سرش را بلند کرد و در تیله های مشکی رنگ زل زد
جونکوک وقتی سکوتش را دید باز هم ادامه داد
جونکوک: جشن تولدت تو هستش می‌دونم جشنت گذشته ولی میخواهم برات جشن بگیرم
دخترک لبخندی زد و دستش را رویه گردن جونکوک گذاشت بلافاصله جوک هم بهش نزدیک شد و پایش را روی پاهای دخترک گذاشت
ات: لازم نیست
جونکوک ؛ چرا خوبم لازمه
دخترک کمی چشم هایش به بالا و پایین می‌رفتند پس به آرامی همچنان که. لب هایش سمت گوش جونکوک نزدیک بود گفت
ات: باشه هرجور راحتی
جونکوک بوسه ریزی رو گردن نرم و شیرین دخترم گذاشت و بیشتر بهش نزدیک شد تا دخترک را به خواب ببرد با آن نوازش ها و لمس های زیبا و کنون عشق دخترک را به خواب هفت پادشاه میبرد و نیاز به این خواب های روزانه داشت چون حامله گی تنها کارش این نبود که غذا زیاد بخود. یا استان زیادی. داشتن بلکه خواب‌های هم هدیه این خانم باید باشند

بعد از کلی خواب به آرامی چشم باز کرد و جسم عصبی و غذب دار دا کیونگ مواجه شد با حالت خوابالو گفت
ات: بزار بخوابم
دا کیونگ: بیخیال پاشو زن داداش شب شده زود باش
دخترک چشم به آرامی باز کرد و سمته در بالکن نگاه کرد این هوا تاریک نشانه خوبی نبود چرا یهویی همچین حسی بهش دست داد روی تخت نشست و سمته دا کیونگ نگاه کرد
ات: دا برادرت کجاست
دا کیونگ لباسی به رنگ سفید و زیبای را روی تخت گذاشت و سمتش چرخید
دا کیونگ: پایین گفت بیام و بیدارت کنم لطفا پاشو دیگه ...
دخترک با کمی بی‌حالی از پی تخت به سختی بلند شد ناگهانی من بلند شد حس سنگینی پاهایش و کمرش کنی دلشوره بهش داد و همان جا ایستاد دا کیونگ زود دست اش را کرفت و با نگرانی گفت
دا کیونگ: خوبی !
ات: نمیدونم این که ماه ۹ هم هستش
دا کیونگ: چرا نکنه درد داری
نگاهی به دا کیونگ انداخت و سری تکون داد
ات: نه نمی‌دونم فکر نکنم
با قدم های آرام سمته سرویس بهداشتی قدم برداشتن واردش شدن
سمتش چرخید و با لبخند گفت
ات: می‌تونی بری ممنونم
دا کیونگ: خواهش میکنم من تو اتاقم
دیدگاه ها (۴)

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۵۴ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷسری‌ تکون داد و باز ا...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۵۵ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷدخترک بلافاصله لب زد ...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۵۲ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷدخترک از شنیدن جامه ی...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۵۰…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷمرد خودش را با آن چهره...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۱ نسیم خنک صبحگاهی به پنجره اتاق ...

A love that begins with jealousy"2"✨part: 3ویو ات: اعضا انگا...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت³⁴ | اون مال منهچند روز بعد، در ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط