{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیریست که از دشنه و دشنام به دورم

دیریست که از دشنه و دشنام به دورم

من ماهی خو کرده به این تنگ بلورم

 

از دوستی دشمن و از دشمنی دوست

گهواره ی لذت شده چون ذلت گورم

 

پرورده ی نازم ؛ چه نیازم به پری ها ؟

حالا که خود ماه در افتاده به تورم

 

پیشانی ات ای دوست جهان تاب تر از پیش

آیین? مصداقم و وابسته ی نورم

 

نه غوره ، نه انگور ! شرابم بکن ای عشق !

یا بی نمکم این همه ، یا آن همه شورم

 

ای آینه ! هم صحبت من باش که دیریست

بی سنگ صبور است دل تنگ صبورم

 
# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

به جرم اینکه دلم آه هست و آهن نیستکسی به جز تو در این روزگار...

درین محاکمه تفهیم اتهام ام کنسپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام ک...

مباش در پی کتمان ... که این گناه تو نیستکه عشق میرسد از راه ...

کجاست کاهن دربار ؟ خواب بد دیدمکه در عروسی اموات ، قند سایید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط