{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جرم اینکه دلم آه هست و آهن نیست

به جرم اینکه دلم آه هست و آهن نیست

کسی به جز تو در این روزگار با من نیست

 

نه یک ، نه ده ، که تو را صد هزار بافه ی مو

دریغ از این که مرا صد هزار گردن نیست

 

تو را چنان که تویی هیچ شاعری نسرود

«زنی چنین که تویی جز تو هیچ کس زن نیست»*

 

مخاطبان عزیز ! این زنی که می شنوید

فرشته ای است که البته پاک دامن نیست

 

که دست هر کس و نا کس دخیل دامن اوست

ولی رسالت او مستجاب کردن نیست

 

طنین در زدنش منحصر به این فرد است

که هیچ طنطنه ای اینقدر مطنطن نیست

 

خوش آمدی ... بنشین ... آفتاب دم کردم

که چای ، دغدغه ی عاشقانه ی من نیست

 

زمانه ای شده خاتون که هفت خوان از نو

پدید آمده اما یکی تهمتن نیست ...


# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

درین محاکمه تفهیم اتهام ام کنسپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام ک...

سلام دوستان خوبم ، صبح همگی بخیر ...

دیریست که از دشنه و دشنام به دورممن ماهی خو کرده به این تنگ ...

مباش در پی کتمان ... که این گناه تو نیستکه عشق میرسد از راه ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط