فرصتی دیگر پارت
فرصتی دیگر پارت ۲۴
شوتو « خب اینجا چیکار میکنین »
باکوگو « بهتره از این نفله ای که اینجاس بپرسی »
{با انگشت شستش ب پشتش اشاره میکنه که فرد اونجا بود}
{شوتو میره سمت فرد}
شوالیه ها « عالیجنابببببببب »
{چند عدد شوالیه دوان دوان میان سمت شوتو }
ایکو« کاچان میگم این پسره ولیعهد چطوری میشناسیش»
باکوگو «خب این نفله ی دو تیکه دوست من توی دوران بچگی بود»
ایکو« یعنی اون کسی که شبیه من بود رو میشناسه»
باکوگو «نه نمیشناسه فقط منم که اونو میشناسم»
ایکو «چه عجیب»
{شوتو خم میشه و به فرد نگاه میکنه}
شوتو «اینجا چیکار میکردی»
عه عه ها ها هه
برای اینکه پارت بعدی رو بزارم باید لایک ها به ۱۰تا برسه
شوتو « خب اینجا چیکار میکنین »
باکوگو « بهتره از این نفله ای که اینجاس بپرسی »
{با انگشت شستش ب پشتش اشاره میکنه که فرد اونجا بود}
{شوتو میره سمت فرد}
شوالیه ها « عالیجنابببببببب »
{چند عدد شوالیه دوان دوان میان سمت شوتو }
ایکو« کاچان میگم این پسره ولیعهد چطوری میشناسیش»
باکوگو «خب این نفله ی دو تیکه دوست من توی دوران بچگی بود»
ایکو« یعنی اون کسی که شبیه من بود رو میشناسه»
باکوگو «نه نمیشناسه فقط منم که اونو میشناسم»
ایکو «چه عجیب»
{شوتو خم میشه و به فرد نگاه میکنه}
شوتو «اینجا چیکار میکردی»
عه عه ها ها هه
برای اینکه پارت بعدی رو بزارم باید لایک ها به ۱۰تا برسه
- ۵.۷k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط