{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی‌آن‌که بوی تو مستم کند

بی‌آن‌که بوی تو مستم کند
تا ده می‌شمارم
انگشتانم گرد کمرگاه مدادم تاب می‌خورند
و ترانه‌ای متولد می‌شود
که زاده‌ی دست‌های توست
شاعرم
به از تو سرودن معتادم
شمس لنگرودی
دیدگاه ها (۱۲)

شمس و مولانا دو نیمه یک روح

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

فکر نکن کسی که به تو دلداری می‌دهد ، خودش هیچ غم و غصه‌ای ند...

باز دلم هوای شلمچه کرده است.باز، حتی از فرسنگ‌ها فاصله، بوی ...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط