{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد و باران چند روزه آلودگیها را شسته و چهرهی کوهها

باد و بارانِ چند روزه، آلودگی‌ها را شسته و چهره‌ی کوه‌ها را هویدا کرده. نگاه‌شان می‌کنم و یاد آدم‌هایی می‌افتم که دیگر نیستند. آدم‌هایی که از همه‌ی این کوه‌های‌ برف‌پوش محکم‌تر بودند. حالا انگار ایستاده‌اند و قامت بلندشان از همه‌جای شهر پیداست. همین که سرت را بالا بگیری، می‌بینی‌شان که محکم بودن‌شان را یادآوری می‌کنند. با شانه‌های سپید و سرهای فرورفته در آبی‌های بی‌ابر آسمان. چند احساس هم‌زمان درگیرم می‌کند، اما نمی‌خواهم به خودم برگردم. نمی‌خواهم هیچ ردّ شخصی‌شده‌ای روی این روزها بگذارم تا کوه‌های بلندمان رو به آفتاب، ایستاده و آشکار بمانند و نام‌ها و نشانه‌هایشان پشت هیچ مه و غباری کم‌رنگ نشود. توی سرم این شعر تکرار می‌شود که ما بی‌چرا زندگانیم، آنان به چرا مرگ خود آگاهانند. اما بعد فکر می‌کنم که نه، ما هم تا هستیم و نفس می‌کشیم، به چرایی زندگانی‌مان آگاهیم. امروز دلیل زنده بودن‌مان کوه‌های بلندمان است.
‌  
#نعیمه_بخشی
دیدگاه ها (۰)

حالم حالِ صبح نیشابور است به وقت حمله‌ی مغول. فرزندم را در ت...

شب به پایان راهش نزدیک می‌شود.ما راهرگز خوابی نیست.بیدار می‌...

نگرانموطن!چه خواهی شد؟این خزان دست بر نمی‌داردو بهار و خدا ز...

سال‌هاست برای هم می‌نویسیم: «سال خوبی باشه برامون »و هر بار،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط