{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارش نشستی توی کافهو

کنارش نشستی توی کافه‌و
درست روی میزی که جای منه :)
هوا سرده دستاشو میگیری‌و 👫
واست عطرشو رو مُچت میزنه
تا نزدیک میشی به آغوش اون💑
هوا سرد میشه تو عمق تنم
نگات میکنه با یه حال عجیب
میخواد پاره شه این رگ گردنم :)
میخوام پاشم و رد شم از پیش تو
میترسم شرمنده شی پیش من ☺
نیاری به روت و بخندی فقط😄
با چشمات بگی خواهشن حرف نزن :))
دیدگاه ها (۲)

آدما از یه جایی به بعد وابسته بهم نمیشن معتاد هم میشن...❤ آق...

_گفت : این چیه گذاشتی رو لبات؟ تو که سیگاری نبودی!_گفتم : خی...

من روی ترک سیگار تمرکز کرده بودم اما ترک سیگار کار پر استرسی...

لعنت بہ چشمایـیـ ڪع با همہ بدی هآت بازمـ تورو یہ فرشتہ میبین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط