{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام بچه ها اینم پارت جدید 😄

سلام بچه ها اینم پارت جدید 😄
_______________________________پارت سوم
اسم وانشات : عشق در نگاه اول
در ذهن گوجو : آااههههه چرا نمی تونم درست حرف بزنم .
قلبم داره تند می زن چیکار کنم ؟
ا٫ت موچی رو گذاشت روی میز جلوی گوجو و با لبخند گفت بفرمایید .و رفت توی آشپزخونه شیرینی فروشی .
گوجو موچی رو برداشت و ازش یک گاز زد این خوشمزه ترین موچی بود که توی کل عمرش خورده بود . گوجو تا حالا کلی شیرینی و موچی خورده بود ( فک کنم همتون بدونید که گوجو عشق شیرینیجات هست ) ولی این یکی خیلی خوشمزه بود .
در همون حال توی ذهن ا٫ت : وواایی قلبم داره خیلی تند می زنه خیلی خوشتیپ بودددد .
گوجو موچیش رو تموم کرد می خواست بیشتر بخوره اما باید می رفت پاشد رفت و گفت : ااامم خانممم ( داد نزد فقط یکم صداش و بلند کرد تا بشنوه )
ا٫ت اومد و گفت : بله بفرمایید
پایان پارت سوم 💛
دیدگاه ها (۱)

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط