{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این برگریزانِ پاییز

این برگریزانِ پاییز
جان می دهد برای عاشقی
دستِ دلبر را بگیری و
از هیاهوی جهان دور شوی ..
غرقِ بوسه و آغوش
دوستت دارم بگویی و بشنوی ..
آدمی با همین بهانه ها زنده می ماند
بویِ نمِ باران و هوایِ دلبرانه ..
ای جان و دلم دلبر
فکر کن
گم شوم میانِ چهارخانه پیراهنت
گرم شوم از گرمایِ آغوشت ...
دیدگاه ها (۱)

یک شبی درکلبه ای باشم توباشی دلبرم کس نباشدپیش ماتنها تو باش...

دوست دارم که تو را«شعر» بگویم ؛ غزلم!به تو هی « جان من » و ...

گاهی گمان می‌کنی تمام شده‌ای؛ مثل هیزمی نیم‌سوخته در اجاقِ ک...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد. از همان ابتدا می‌دانستم که او م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط