{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد.

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد.
از همان ابتدا می‌دانستم که او موجی گذراست. می‌آید مرا در بر می‌گیرد اندکی در ساحل آغوشم می‌آساید و درست وقتی دلش هوای بیکرانگی کند به دریا بازمی‌گردد و در ازدحام هزاران موج دیگر گم میشود.
همه‌ی این‌ها را می‌دانستم. حتی گمان می‌کردم که برای رفتنش آماده‌ام. تصورم این بود که رفتنش چیزی بیش از یک خداحافظی ساده نخواهد بود اما اکنون که رفته است، چرا چنین اندوه سنگینی بر دشت قلبم سایه افکنده؟ چرا با بازگشتش به دریا، جهان من این‌گونه سرد و زمستانی شده است؟
چگونه ممکن است رفتنی که از پیش خبرش را داشتم این‌چنین غافلگیرم کند؟
گمان کنم خطا از من بود. باید بر شن‌ های امن ساحل می‌ایستادم؛ جایی که دست موج هرگز به من نرسد. اما من ساده دلانه، خود را به آغوش موجی سپردم که سرنوشتش رفتن بود. آنقدر در گرمای کوتاه حضورش غرق شدم که یادم رفت موج‌ها برای ماندن به ساحل نمی‌آیند. آنها هرقدر هم عاشقانه در آغوشت بپیچند، سرانجام می‌روند چرا که خانه‌ ی آنها دریاست.
اکنون من مانده‌ام با قامتی خسته درحالی که از سرمای ساحل یخ میزنم چشم به دریا دوخته ام و در انتظار یک بازگشت ناممکنم.
احوالم بوی خون میدهند گویی جنایتی درحال وقوع است ولی گناهکار ماجرا هرگز آن موج عزیز نبود. او از نخستین لحظه‌ی آمدنش، هوای رفتن به سر داشت. این من بودم که در آغوش رفتن، عطری از ماندن را جستجو میکردم. او حقیقت خویش را پنهان نکرده بود. این من بودم که چشم‌ هایم را بستم و به رویایی دل سپردم که از همان آغاز به پایان کابوس وار آن آگاه بودم.
هرگز او را سرزنش نخواهم کرد. چگونه می‌توان موج را محکوم کرد که چرا به دریا بازگشته است؟
موج، اگر نرود که دیگر موج نیست میشود تکه ای جدا افتاده از دریا در آغوش ساحل که بهای ماندنش آرام آرام مردن است.
گناهی اگر باشد بر دوش قلب من است. گناهکار، قلب من بود که بردامان یک موج خانه کرد و وقتی دریا امانتش را پس گرفت آواره ی ساحل شد.



#افکار_آبی
دیدگاه ها (۲۳)

و این بخشی از چهره‌ی بی‌رحمانه‌ی دنیا بود که دخترک را این‌گو...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 116✦...................

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁴ویو: اتچند دقیقه‌ای بود که کنار ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

From Hatred to My Love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط